ترجمه "dra" به فارسی

رفتن, کشیدن, keshidan بهترین ترجمه های "dra" به فارسی هستند.

dra
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • رفتن

    verb

    Det var ikke bare på grunn av at jeg ikke hadde noe annet sted å dra.

    اين به خاطر اين نبود که من هيچ جاي ديگه اي براي رفتن نداشتم.

  • کشیدن

    verb

    Mens han satt der ved brønnen, kom en samaritansk kvinne for å dra opp vann.

    هنگامی که در کنار چاه نشست، زنی سامری برای کشیدن مقداری آب نزدیک شد.

  • keshidan

    verb
  • شدن

    verb

    Men den rotten drar alltid inn søppel som har ord skrevet på seg.

    اما اون موش هميشه بين آشغالايي مي گرده که کلماتي روشون نوشته شدن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dra " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "dra" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dra" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه