ترجمه "due" به فارسی

کبوتر, فاخته, کفتر بهترین ترجمه های "due" به فارسی هستند.

due دستور زبان

fugl

+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • کبوتر

    noun

    Ved én anledning manifesterte den hellige ånd seg som en due.

    یک بار روحالقدس به شکل یک کبوتر ظاهر شد.

  • فاخته

    noun

    Hyrden sier at hans venninnes øyne er milde og vennlige, lik en dues øyne.

    منظور چوپان این است که چشمان دختری که عاشق او شده است به لطافت و ظرافت چشمان فاخته است.

  • کفتر

    noun

    Jeg trenger ikke å ta en due til min brud!

    مجبور نیستم یه کفتر رو بعنوان عروسم انتخاب کنم

  • ترجمه های کمتر

    • سپاروک
    • قمری
    • كبوتر
    • محبوبه
    • کالوج
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " due " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "due"

عباراتی شبیه به "due" با ترجمه به فارسی

  • چند سالت است؟ · چند سالت هست
  • کبوتر
  • کجا زندگی میکنید
  • اسم شما چیه؟ · اسمت چیه؟ · اسمتان چیست؟
  • du
    تو · شما
  • از آشنایی شما خوشوقتم · حال شما چطور است؟ · حال شما چطوره؟ · حالت خوبه؟ · حالت چطوره؟ · حالتان چطور است؟ · حالتان چطوره؟ · چطوری؟
  • ریشیلیو
  • کبوتر
اضافه کردن

ترجمه های "due" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه