ترجمه "duer" به فارسی
کبوتر, کبوتر بهترین ترجمه های "duer" به فارسی هستند.
duer
-
کبوتر
nounتیرهای از کبوترسانان
Ved én anledning manifesterte den hellige ånd seg som en due.
یک بار روحالقدس به شکل یک کبوتر ظاهر شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " duer " به فارسی
-
Glosbe Translate
ترجمه با املای جایگزین
Duer
-
کبوتر
nounDu kysset en due en gang.
خودم ديدم نوک يه کبوتر رو ماچ کردي
عباراتی شبیه به "duer" با ترجمه به فارسی
-
سپاروک · فاخته · قمری · كبوتر · محبوبه · کالوج · کبوتر · کفتر
-
چند سالت است؟ · چند سالت هست
-
کجا زندگی میکنید
-
اسم شما چیه؟ · اسمت چیه؟ · اسمتان چیست؟
-
تو · شما
-
از آشنایی شما خوشوقتم · حال شما چطور است؟ · حال شما چطوره؟ · حالت خوبه؟ · حالت چطوره؟ · حالتان چطور است؟ · حالتان چطوره؟ · چطوری؟
-
ریشیلیو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن