ترجمه "fart" به فارسی
سرعت, عجله, مقدار حرکت بهترین ترجمه های "fart" به فارسی هستند.
fart
دستور زبان
-
سرعت
nounstørrelsen til en hastighet
Trenger du å lese raskere for å holde deg innenfor den tildelte tiden?
شاید تشخیص دهید که باید با سرعت بالاتری بخوانید تا خواندنتان در وقت تعیینشده به پایان برسد.
-
عجله
nounSkynd deg, ellers kommer du for sent.
عجله کن، وگرنه دیر خواهی کرد.
-
مقدار حرکت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fart " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "fart" با ترجمه به فارسی
-
پلاک وسیله نقلیه
-
برای · برای اینکه · خیلی
-
بابا · باباجان · مولد · پاپ · پاپا · پدر · کشیش ناحیه
-
کشوری برای پیرمردها نیست
-
نگهدارنده مکان تصویر
-
دوستان
-
نیاز به سرعت: پرو استریت
-
شرایط مجوز نرم افزار Microsoft
اضافه کردن مثال
اضافه کردن