ترجمه "fase" به فارسی
فاز, مرحله بهترین ترجمه های "fase" به فارسی هستند.
fase
stadium
-
فاز
Når vi innleder neste fase så går vi etter en veldig fastsatt tid.
وقتي فاز ِبعدي رو شروع كنيم ، وقتِ خيلي محدودي خواهيم داشت.
-
مرحله
nounJesu livsløp kan deles inn i tre faser.
زندگی عیسی را میتوان به سه مرحله تقسیم کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fase " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن