ترجمه "fast" به فارسی
جامد, صلب بهترین ترجمه های "fast" به فارسی هستند.
fast
-
جامد
adjectiveI naturen forekommer asfalt både i flytende og i fast form.
قیر در طبیعت به دو شکل موجود است: مایع و جامد.
-
صلب
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fast " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "fast" با ترجمه به فارسی
-
روزه · روزه گرفتن
-
خاله · زندایی · زنعمو · عمه
-
ثابت · غیر منقول · مستقل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن