ترجمه "faster" به فارسی

خاله, عمه, زندایی بهترین ترجمه های "faster" به فارسی هستند.

faster
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • خاله

    noun
  • عمه

    noun
  • زندایی

  • زنعمو

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " faster " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "faster" با ترجمه به فارسی

  • روزه · روزه گرفتن
  • ثابت · غیر منقول · مستقل
  • جامد · صلب
اضافه کردن

ترجمه های "faster" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه