ترجمه "flat" به فارسی
صاف, مسطح, هموار بهترین ترجمه های "flat" به فارسی هستند.
flat
-
صاف
adjectiveEver prøver å så et bein med en flat
تابحال شده يه استخون رو با تيغه ي صاف ارّه کني ؟
-
مسطح
adjectiveI oldtiden trodde folk flest at jorden var flat.
انسانها در روزگار باستان عموماً معتقد بودند که زمین مسطح است. در قرن ششم ق.
-
هموار
adjectiveLitt oppe i fjellskråningen finner Jesus så et flatt område, og folkemengden samler seg rundt ham.
عیسی سپس محوطهای هموار در دامنهٔ کوه یافت. در آنجا جمعیت گرد او جمع شدند.
-
ترجمه های کمتر
- تخت
- تنک
- پنچر
- کم عمق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flat " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "flat" با ترجمه به فارسی
-
سطح
-
رویه جبری
-
نوار موبیوس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن