ترجمه "flate" به فارسی
سطح ترجمه "flate" به فارسی است.
flate
-
سطح
nounMen da jeg slo hendene ned i overflaten, kjente jeg ingenting annet enn løs sand på flat stein.
امّا همانطور که دستم را بر روی سطح زدم، چیزی به جز شن و ماسۀ شُل بر روی سنگ صاف حسّ نکردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flate " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "flate" با ترجمه به فارسی
-
تخت · تنک · صاف · مسطح · هموار · پنچر · کم عمق
-
رویه جبری
-
نوار موبیوس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن