ترجمه "fora" به فارسی

انجمن, تالار گفتگو, فروم بهترین ترجمه های "fora" به فارسی هستند.

fora
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • انجمن

    noun p

    Dette var en støttegruppe for menn med testikkelkreft.

    اينجا انجمن حمايتي ِ مرداني ست که سرطان بيضه دارند.

  • تالار گفتگو

    noun p
  • فروم

    noun p

    Dette er general Olbricht på vegne av general Fromm, sjef for reservehæren.

    من ارتشبد اولبيريخ هستم به نيابت ار ارتشبد فروم تماس گرفته

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fora " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "fora" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fora" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه