ترجمه "forlegen" به فارسی
خجالت زده, شرمسار بهترین ترجمه های "forlegen" به فارسی هستند.
forlegen
-
خجالت زده
adjectiveJeg er lei for at jeg gjorde deg forlegen her om dagen.
ببين ، من متاسفم... من اونروز تو رو خجالت زده کردم.
-
شرمسار
adjectiveIkke bruk spørsmål som gjør tilhørerne forlegne eller stiller dem i et dårlig lys.
همچنین نباید سؤالاتی را مطرح کنید که شنوندگانتان را شرمسار کند یا از آنان تصویری بد جلوه دهد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " forlegen " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن