ترجمه "forsker" به فارسی
دانشمند, عالم, دانش پژوه بهترین ترجمه های "forsker" به فارسی هستند.
forsker
masculine
دستور زبان
-
دانشمند
nounفردی که به صورت حرفهای کارهای علمی انجام میدهد
Vel, mange forskere som studerer religion har dette synet.
خب خیلی از دانشمندان که درباره مذهب مطالعه و تحقیق کردهاند این نگاه رو پذیرفتهاند.
-
عالم
nounReportasjer om romteleskoper og romsonder har trolig gjort deg oppmerksom på at de fleste forskere innser at universet ikke alltid har vært til.
شاید از اطلاعاتی که از تلسکوپهای فضایی و فضاپیماهای پژوهشی به دست آمدهاند، بدانی که عالم ما همیشه وجود نداشته است.
-
دانش پژوه
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " forsker " به فارسی
-
Glosbe Translate
تصاویر با "forsker"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن