ترجمه "gravid" به فارسی

باردار, حامله, آبستن بهترین ترجمه های "gravid" به فارسی هستند.

gravid دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • باردار

    adjective

    En gravid kvinne overfører en viss immunitet til det voksende fosteret.

    زن باردار مقداری از مصونیت خود را به جنین در حال رشدش منتقل میکند.

  • حامله

    adjective

    Jeg var ikke klar til å bli far og moren din ble gravid av en feil.

    من برای پدر شدن اماده نبودم اونم یه دفعه حامله شد.

  • آبستن

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gravid " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "gravid" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه