ترجمه "grave" به فارسی
حفر کردن, کندن, کاوش کردن بهترین ترجمه های "grave" به فارسی هستند.
grave
دستور زبان
-
حفر کردن
verbVi graver dagen lang.
ما کل روز در حال حفر کردن هستیم
-
کندن
verbDet var hyggelig å grave en grav jeg visste ville bli tom.
کندن قبري که ميدونستم خالي مي مونه حس خوبي داد.
-
کاوش کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grave " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "grave" با ترجمه به فارسی
-
بیماری گریوز
-
آرامگاه · ارامگاه · قبر · گور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن