ترجمه "grav" به فارسی

قبر, آرامگاه, گور بهترین ترجمه های "grav" به فارسی هستند.

grav masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • قبر

    noun masculine

    Tidlig den tredje dagen etter at Jesus døde og ble gravlagt, gikk noen av disiplene til graven.

    صبح روز سوم پس از مرگ و تدفین عیسی، تعدادی از شاگردانش به قبر او رفتند.

  • آرامگاه

    noun masculine

    Kristi fysiske legeme ble bragt til graven, og ble der i tre dager.

    جسم مسیح به آرامگاه برده شد و به مدّت سه روز در آنجا ماند.

  • گور

    noun

    Ville du begrave den gamle i en grav av stein?

    شما ميخواستين يه پيرزن رو زنده به گور کنين ؟

  • ارامگاه

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grav " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "grav"

عباراتی شبیه به "grav" با ترجمه به فارسی

  • بیماری گریوز
  • حفر کردن · کاوش کردن · کندن
اضافه کردن

ترجمه های "grav" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه