ترجمه "ham" به فارسی
پوست ترجمه "ham" به فارسی است.
ham
-
پوست
nounVi flår ham levende og lar hestene rive ham istykker!
و باید پوست رو از تنش جدا کنیم ، و به اسب بکِشیم و تیکه پاره ـش کنیم!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ham " به فارسی
-
Glosbe Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ham
Ham (sjimpanse)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Ham" در فرهنگ لغت نروژی بوکمُل - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ham در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "ham" با ترجمه به فارسی
-
سلسله هان
-
چکش · چکّش
-
داس و چکش
-
ú · او · نر
-
دودمان هان
-
داس و چکش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن