ترجمه "interferens" به فارسی

برهمنهی, تداخل بهترین ترجمه های "interferens" به فارسی هستند.

interferens
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • برهمنهی

  • تداخل

    noun

    Jeg tror ikke du har dratt meg helt hit på grunn av interferens.

    من فکر نمیکنم تو من رو این همه راه تا اینجا اورده باشی فقط به خاطر یک تداخل

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " interferens " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "interferens" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه