ترجمه "internasjonal" به فارسی
بینالمللی, انترناسیونال, بین المللی بهترین ترجمه های "internasjonal" به فارسی هستند.
internasjonal
-
بینالمللی
adjectiveHjelperne reiser sammen med medlemmer av det styrende råd til spesielle stevner og internasjonale stevner.
آنان اعضای هیئت ادارهکننده را در کنگرههای ویژه و بینالمللی همراهی میکنند.
-
انترناسیونال
adjective -
بین المللی
adjectiveVelkommen tilbake til det internasjonale collegemesterskapet i a cappella.
خوش اومدین به مسابقات بین المللی دانشگاهی آ کاپلا.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " internasjonal " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "internasjonal" با ترجمه به فارسی
-
المپیاد جهانی فیزیک
-
سازمان بینالمللی
-
فرودگاه بینالمللی لس آنجلس
-
آبهای آزاد
-
شکل نمایش شماره بین المللی
-
کد دستیابی بین المللی
-
حقوق بینالملل خصوصی
-
آژانس بینالمللی انرژی اتمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن