ترجمه "jobbe" به فارسی
کار کردن ترجمه "jobbe" به فارسی است.
jobbe
دستور زبان
-
کار کردن
verbFordi for fem år siden, jobbet Leveneaux for oss.
چون پنج سال پيش لونو براي ما کار ميکرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jobbe " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "jobbe" با ترجمه به فارسی
-
مثل خر کارکردن
-
دام · رنج · شغل · مجادله · محصول رنج · محنت · کار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن