ترجمه "klima" به فارسی
اقلیم, آب و هوا, سرزمین بهترین ترجمه های "klima" به فارسی هستند.
klima
دستور زبان
-
اقلیم
noun -
آب و هوا
noun neuterDet ville ha ført til katastrofale endringer i klimaet, tidevannsbevegelsene og andre naturforhold.
چنین حرکتهایی سبب تغییرات شدید در آب و هوا و جزر و مد اقیانوسها میشد و فاجعه میآفرید.
-
سرزمین
noun neuter
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " klima " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "klima" با ترجمه به فارسی
-
مناطق معتدل
-
اقلیم بیابانی
-
مناطق نیمهگرمسیری
-
اقلیم گرمسیری
-
اقلیم نیمهگرمسیری مرطوب
-
اقلیم زیرشمالگانی
-
اقلیم اقیانوسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن