ترجمه "kummin" به فارسی

زيره سياه, زیره, کرویا بهترین ترجمه های "kummin" به فارسی هستند.

kummin
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • زيره سياه

    noun
  • زیره

    noun
  • کرویا

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kummin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kummin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه