ترجمه "kummin" به فارسی
زيره سياه, زیره, کرویا بهترین ترجمه های "kummin" به فارسی هستند.
kummin
-
زيره سياه
noun -
زیره
noun -
کرویا
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kummin " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن