ترجمه "kunde" به فارسی
مشتری, ارباب رجوع, خريدار بهترین ترجمه های "kunde" به فارسی هستند.
kunde
دستور زبان
-
مشتری
nounHvis du smilte litt mer, ville dere kanskje hatt flere kunder.
دارم میگم یه کوچولو لبخند بزن بلکن چار تا مشتری جلب کنی.
-
ارباب رجوع
noun masculine -
خريدار
noun masculine -
خریدار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kunde " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن