ترجمه "legeme" به فارسی

بدن, جسم فیزیکی, گوشت بهترین ترجمه های "legeme" به فارسی هستند.

legeme دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • بدن

    noun

    Han framholdt at legemet i virkeligheten var en byrde, et fengsel for sjelen.

    اَلعازار بِنجَئیر، به آنان گفت که بدن جز یک اسیرکننده و یک زندان برای نفس، چیزی بیش نیست.

  • جسم فیزیکی

    romlig avgrenset mengde materie

  • گوشت

    noun

    Mektige Farao, han er sønn av ditt legeme.

    فرعون بزرگ اون پسر از گوشت و استخوان شماست

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " legeme " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "legeme" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "legeme" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه