ترجمه "legemiddel" به فارسی

دارو, تجویز دوا, درمان بهترین ترجمه های "legemiddel" به فارسی هستند.

legemiddel دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • دارو

    noun

    Vi kan printe legemidlene der hvor det er behov for dem.

    می توانیم داروها را در لحظه نیاز پرینت کنیم.

  • تجویز دوا

    noun neuter
  • درمان

    noun neuter
  • ترجمه های کمتر

    • دوا
    • شفا
    • شفا بخش
    • علاج
    • علاج بخش
    • چاره
    • گزیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " legemiddel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "legemiddel"

اضافه کردن

ترجمه های "legemiddel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه