ترجمه "leve" به فارسی

زیستن, زندگی کردن, زنده بودن بهترین ترجمه های "leve" به فارسی هستند.

leve دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • زیستن

    verb

    Dette innebærer at Satan har fått lov til å fortsette å leve en tid.

    این بدین معنی است که به شیطان برای مدّتی اجازهٔ زیستن داده شده است.

  • زندگی کردن

    verb

    Dette er tilfelle for hver person som noensinne har levd på jorden.

    این در بارۀ هر کسی که در روی زمین زندگی کرده است حقیقت دارد.

  • زنده بودن

    Hvordan er det å være levende der nå?

    زنده بودن تو اون اتاق الان چه حسي داره ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " leve " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "leve" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "leve" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه