ترجمه "leve" به فارسی
زیستن, زندگی کردن, زنده بودن بهترین ترجمه های "leve" به فارسی هستند.
leve
دستور زبان
-
زیستن
verbDette innebærer at Satan har fått lov til å fortsette å leve en tid.
این بدین معنی است که به شیطان برای مدّتی اجازهٔ زیستن داده شده است.
-
زندگی کردن
verbDette er tilfelle for hver person som noensinne har levd på jorden.
این در بارۀ هر کسی که در روی زمین زندگی کرده است حقیقت دارد.
-
زنده بودن
Hvordan er det å være levende der nå?
زنده بودن تو اون اتاق الان چه حسي داره ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " leve " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "leve" با ترجمه به فارسی
-
لئو لانداو
-
جگر · کبد
-
قصر متحرک هاول
-
لو ویگوتسکی
-
لو کامنف
-
لئون تروتسکی
-
گروهی از موجودات زنده
-
شمع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن