ترجمه "lever" به فارسی
جگر, کبد بهترین ترجمه های "lever" به فارسی هستند.
lever
masculine
دستور زبان
-
جگر
nounDenne leveren er for " Bøyd Nese ".
اين جگر هم براي " دماغ تاب دار ".
-
کبد
nounاز غدههای بدن است که در فعالیتهای سوختوساز بدن مانند گوارش نقش دارد
Det er jo bare en klase med celler. Du forstår jo hvordan leveren din fungerer.
فقط یک مشت سلول است. شما کبد خود را درک میکنید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lever " به فارسی
-
Glosbe Translate
تصاویر با "lever"
عباراتی شبیه به "lever" با ترجمه به فارسی
-
لئو لانداو
-
زنده بودن · زندگی کردن · زیستن
-
قصر متحرک هاول
-
لو ویگوتسکی
-
لو کامنف
-
لئون تروتسکی
-
گروهی از موجودات زنده
-
شمع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن