ترجمه "lyse" به فارسی

روشن کردن, چراغانی کردن بهترین ترجمه های "lyse" به فارسی هستند.

lyse دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • روشن کردن

    verb

    Lynglimt lyste opp himmelen, og et barn ble født.

    رعد و برق، آسمان را روشن کرد و یه کودک بدنیا اومد.

  • چراغانی کردن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lyse " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "lyse" با ترجمه به فارسی

  • روشن · شهوت
  • lys
    بلوند · تابناک · رخش · روشن · روشنی · رون · سَبُک · شمع · شید · فروزان · فروغ · نشور · نور · چراغ · ‘كبس
  • شمع
  • ابر شبتاب
  • تابان · درخشان · لیان
اضافه کردن

ترجمه های "lyse" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه