ترجمه "lysende" به فارسی
تابان, درخشان, لیان بهترین ترجمه های "lysende" به فارسی هستند.
lysende
-
تابان
adjectiveSom et uttrykk for sin inderlige kjærlighet til de døve har ’Jehova latt sitt ansikt lyse mot dem’.
آری، یَهُوَه با دلی آکنده از عطوفت ‹روی خود را بر ایشان تابان ساخته است.›
-
درخشان
adjectiveSom har framstått som et lysende eksempel på rettferdighet!
که به عنوان الگوي درخشان عدالت به شما معرفي شده
-
لیان
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lysende " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "lysende" با ترجمه به فارسی
-
روشن کردن · چراغانی کردن
-
روشن · شهوت
-
بلوند · تابناک · رخش · روشن · روشنی · رون · سَبُک · شمع · شید · فروزان · فروغ · نشور · نور · چراغ · ‘كبس
-
شمع
-
ابر شبتاب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن