ترجمه "mat" به فارسی
غذا, خوراک, طعام بهترین ترجمه های "mat" به فارسی هستند.
mat
masculine
دستور زبان
-
غذا
nounHan lar tjeneren sin fylle sekkene deres med mat.
او به خادمانش میگوید، کیسههای آنها را از غذا پر کنند.
-
خوراک
nounSå stor pris vi setter på slik mat i rette tid!
چقدر باید قدر این خوراک روحانی را بدانیم!
-
طعام
noun masculineDe nølte derfor ikke med å følge sin overbevisning og ikke spise den urene maten.
لذا، در عرصهٔ آزمون هیچ تردید به خود راه ندادند و خود را با آن طعام نجس نساختند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mat " به فارسی
-
Glosbe Translate
تصاویر با "mat"
عباراتی شبیه به "mat" با ترجمه به فارسی
-
آشپزی · پخت و پز · پختن
-
yerba mate tea · غذا دادن
-
مقالات اثرات گیاهان تراریخته
-
مادر علمی
-
قابلمه
-
ماتا هاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن