ترجمه "match" به فارسی

مسابقه ترجمه "match" به فارسی است.

match
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • مسابقه

    noun masculine

    Death Match bare utsatte dødsdommen deres.

    مسابقه ي مرگ " فقط درحالت ". کُشتن همديگه راکد شده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " match " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "match" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه