ترجمه "moro" به فارسی

سرگرمی, ابراز شادی, تفریح بهترین ترجمه های "moro" به فارسی هستند.

moro noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • سرگرمی

    noun

    Jeg kommer ikke til å skade noen for moro eller fortjeneste.

    من برای سرگرمی یا منفعت کسی رو نمیزنم

  • ابراز شادی

    noun
  • تفریح

    noun

    Kanskje du får litt mer moro før du havner i gyngestolen.

    ممکنه یکم تفریح بخوای قبل از اینکه بفرستنت بری رو صندلی راکیت بشینی.

  • ترجمه های کمتر

    • خلق مجدد
    • رفع خستگی
    • نیرو بخشی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " moro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "moro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه