ترجمه "motstand" به فارسی
مقاومت, مقاومت الکتریکی بهترین ترجمه های "motstand" به فارسی هستند.
motstand
-
مقاومت
nounرنگ
Deres motstand bedrøver ham, men han gir ikke opp, og det skulle heller ikke vi.
مقاومت آنها او را غمگین میکنند، اما او از پا نمی ایستد، و ما هم نباید.
-
مقاومت الکتریکی
Så ledningen ble varmet opp noe, og de tretten tusen ampere møtte plutselig elektrisk motstand.
که باعث شد سیم یک مقدار داغ کنه، و ۱۳ هزار آمپرش ناگهان با مقاومت الکتریکی روبرو بشه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " motstand " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "motstand" با ترجمه به فارسی
-
دشمن · ضد · عدو · منافی · هماورد · همیستار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن