ترجمه "motsatt" به فارسی

ضد ترجمه "motsatt" به فارسی است.

motsatt
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • ضد

    adjective

    Hennes far var en embedsmann som motsatte seg Krigsherren.

    پدرم يک افسر نظامي بود که بر ضد فرمانده بود

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " motsatt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "motsatt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه