ترجمه "Motorvei" به فارسی

آزادراه, بزرگراه, اتوبان بهترین ترجمه های "Motorvei" به فارسی هستند.

Motorvei
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • آزادراه

    Du har kjørt på motorveien.

    شما توي آزادراه رانندگي کردين.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Motorvei " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

ترجمه با املای جایگزین

motorvei دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • بزرگراه

    noun

    Du har alltid bedt meg holde meg unna motorveien.

    تو هميشه مي گفتي كه از بزرگراه دوري كنيم.

  • اتوبان

    noun

    Leter etter Sophia, jobber oss tilbake til motorveien.

    شاخ و برگارو بکَن براي سوفيا راهمونو به اتوبان باز کنيم

  • جاده وسیع

    noun
  • شاهراه

    noun
اضافه کردن

ترجمه های "Motorvei" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه