ترجمه "musiker" به فارسی

خنياگر, موسیقیدان, نوازنده بهترین ترجمه های "musiker" به فارسی هستند.

musiker دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • خنياگر

  • موسیقیدان

    noun masculine

    کسی که آهنگ میسازد ، ساز میزند

    Som enhver dyktig musiker vet, krever det flittig øvelse å fremføre vakker musikk.

    همانطور که هر موسیقیدان فاضل میداند، آهنگ زیبا به تمرین زیاد نیازمند است.

  • نوازنده

    noun

    Jeg har hørt at du trenger et par kvinnelige musikere.

    من با خبر شده م که شما دنبال 2 تا دختر نوازنده مي گردين.

  • ترجمه های کمتر

    • خنیاگر
    • موزیسین
    • موزیکان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " musiker " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "musiker" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه