ترجمه "musikk" به فارسی

موسیقی, موزيك, موزیک بهترین ترجمه های "musikk" به فارسی هستند.

musikk دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • موسیقی

    noun

    نوعی هنر که به کمک آن تولید صوت میکند

    Jeg hører på musikk.

    من موسیقی گوش میکنم.

  • موزيك

    noun masculine
  • موزیک

    noun

    Og en ny form for musikk var født.

    و بدین شکل گونه ی جدید دیگری از موزیک پدید آمد.

  • ترجمه های کمتر

    • آهنگ
    • خنیا
    • موسيقی
    • musighi
    • muzik
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " musikk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "musikk" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "musikk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه