ترجمه "pikk" به فارسی
کیر, آلت, آلت تناسلی مرد بهترین ترجمه های "pikk" به فارسی هستند.
pikk
دستور زبان
-
کیر
noun -
آلت
nounDrapsmannen så billens store pikk og ble så vanvittig misunnelig.
در اين مورد قاتل اندازه آلت تناسلي اون حشره رو ديده و از حسادت ديوونه شده
-
آلت تناسلی مرد
noun -
[[کیر]]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pikk " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن