ترجمه "plan" به فارسی
صفحه, برنامه, برنامه زمانی بهترین ترجمه های "plan" به فارسی هستند.
plan
دستور زبان
-
صفحه
nounmatematisk begrep
-
برنامه
nounGud har en plan for denne edle kvinnen.
خداوند براي اين زن اشرافي برنامه هايي دارد.
-
برنامه زمانی
-
ترجمه های کمتر
- تدبیر
- طبقه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plan " به فارسی
-
Glosbe Translate
تصاویر با "plan"
عباراتی شبیه به "plan" با ترجمه به فارسی
-
سیاره زمینسان
-
گیاهان گوشتخوار
-
الهه گل · بوته · کارخانه · گياه · گیا · گیاه
-
اختر · سیاره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن