ترجمه "plante" به فارسی
گياه, الهه گل, بوته بهترین ترجمه های "plante" به فارسی هستند.
plante
دستور زبان
-
گياه
nounOg denne planten fjerner formalehyder og andre ustabile kjemikalier.
و اين گياه بخصوص فرمالدئيدها را از ميان ميبرد و ديگرمواد شيميايی مضر را.
-
الهه گل
noun feminine -
بوته
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- کارخانه
- گیا
- گیاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plante " به فارسی
-
Glosbe Translate
تصاویر با "plante"
عباراتی شبیه به "plante" با ترجمه به فارسی
-
دولپهایها
-
گیاه
-
تکلپهایها
-
گیاه یک ساله
-
تکلپهایها
-
برنامه · برنامه زمانی · تدبیر · صفحه · طبقه
-
گیاهان
-
گیاه بینیال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن