ترجمه "planter" به فارسی
گیاه, گیاهان بهترین ترجمه های "planter" به فارسی هستند.
planter
-
گیاه
nounMen Jonas glede var kortvarig, for planten tørket snart bort.
لیکن شادی یونس طولی نینجامید و اندکی بعد، آن گیاه خشک شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " planter " به فارسی
-
Glosbe Translate
ترجمه با املای جایگزین
Planter
-
گیاهان
noun
عباراتی شبیه به "planter" با ترجمه به فارسی
-
دولپهایها
-
تکلپهایها
-
گیاه یک ساله
-
تکلپهایها
-
گیاه بینیال
-
گیاهان گوشتخوار
-
دولپهایهای نو
-
الهه گل · بوته · کارخانه · گياه · گیا · گیاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن