ترجمه "rund" به فارسی
gerd, مدور, دایره وار بهترین ترجمه های "rund" به فارسی هستند.
rund
دستور زبان
-
gerd
adjective -
مدور
adjectiveFortell om det hvite, runde rommet.
درباره ي يه اتاق سفيد مدور بگو که خون آشامها داخلش زير خورشيد ميرن.
-
دایره وار
adjective -
گرد
adjectiveLegg inn nyttige pauser, og bruk helst runde tall når du kommer med statistiske opplysninger.
پس گاه مکث کنید و هنگام اشاره به آمار، ارقام را گرد کنید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rund " به فارسی
-
Glosbe Translate
تصاویر با "rund"
عباراتی شبیه به "rund" با ترجمه به فارسی
-
در اطراف · نزدیک · پیرامون
-
دور دنیا در هشتاد روز
-
نظریههای توطئه فرود بر ماه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن