ترجمه "rundt" به فارسی

در اطراف, نزدیک, پیرامون بهترین ترجمه های "rundt" به فارسی هستند.

rundt
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • در اطراف

    Jeg ser for meg et skjold rundt verden.

    من کلي سلاح در اطراف دنيا ميبينم !

  • نزدیک

    adjective adposition

    Særlig det nedre løpet er vannløst og tørt året rundt.

    بستر این وادی نزدیک به دریای مرده معمولاً تمام سال خشک و بیآب است.

  • پیرامون

    adposition

    Babylon vil være beskyttet av høye murer og av vannveier gjennom og rundt byen.

    دیوارهای بلند و آبراههایی که از وسط و پیرامون شهر میگذرند محافظ آن خواهند بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rundt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "rundt" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rundt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه