ترجمه "skinn" به فارسی

پوست, پوست خام, چرم بهترین ترجمه های "skinn" به فارسی هستند.

skinn دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • پوست

    noun

    Brødrene hennes ga henne et par ulve skinn for hennes bryllup.

    برادرانش یک جفت پوست گرگ برای عروسیش بهش دادند.

  • پوست خام

    noun neuter
  • چرم

    noun neuter

    Kanskje fôret han dem med stoff eller skinn.

    شاید یوغها را با پارچه یا چرم، آستر میکرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " skinn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "skinn"

عباراتی شبیه به "skinn" با ترجمه به فارسی

  • براق شدن · برق زدن · تابیدن · ریل · سوسو زدن
اضافه کردن

ترجمه های "skinn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه