ترجمه "skinne" به فارسی

براق شدن, برق زدن, تابیدن بهترین ترجمه های "skinne" به فارسی هستند.

skinne دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • براق شدن

    verb
  • برق زدن

    verb
  • تابیدن

    verb

    5 Etter Jesu død og oppstandelse skinte lyset fra Gud klarere enn før.

    ۵ متعاقب مرگ و رستاخیز عیسی، نور الهی با روشنی بیشتر از سابق به تابیدن ادامه داد.

  • ترجمه های کمتر

    • ریل
    • سوسو زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " skinne " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "skinne"

عباراتی شبیه به "skinne" با ترجمه به فارسی

  • پوست · پوست خام · چرم
اضافه کردن

ترجمه های "skinne" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه