ترجمه "skudd" به فارسی

تیراندازی, مقداراستعمال دارو بهترین ترجمه های "skudd" به فارسی هستند.

skudd
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • تیراندازی

    noun neuter

    Den andre var på vei over da han hørte et skudd.

    دومین پیر در حالی که در میان راه بود صدای تیراندازی شنید.

  • مقداراستعمال دارو

    noun neuter
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " skudd " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "skudd" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه