ترجمه "skue" به فارسی

نگاه کردن, نگریستن بهترین ترجمه های "skue" به فارسی هستند.

skue
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • نگاه کردن

    verb

    4 Se, jeg, Herren, har skuet ned på dere og har sett avskyeligheter i den kirke som abekjenner mitt navn.

    ۴ بنگرید، من، سَروَر، بر شما نگاه کرده ام، و پلیدی هایی در کلیسایی که نام مرا اعلام می کند دیده ام.

  • نگریستن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " skue " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "skue" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه