ترجمه "stasjon" به فارسی

ایستگاه, درایو, راندن بهترین ترجمه های "stasjon" به فارسی هستند.

stasjon دستور زبان

Stoppested ved kollektivtransport: [..]

+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • ایستگاه

    noun masculine

    Noen av oss vil være på de stasjonene.

    و برخی از ما در اون ایستگاه ها خواهیم بود.

  • درایو

  • راندن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stasjon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "stasjon" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "stasjon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه