ترجمه "stat" به فارسی

دولت, دولت فدرال, فرمانروایی بهترین ترجمه های "stat" به فارسی هستند.

stat دستور زبان

land

+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • دولت

    noun

    Et av hans mål var å legge de evangeliske kirkene inn under staten.

    یکی از اهداف او آن بود که کلیساهای پروتستان انجیلی را تحت نظر دولت در آورد.

  • دولت فدرال

    حکومتی که زیر مجموعهٔ یک دولت است

    Kjøpte Northmoor dette av staten?

    پس نورثمور اينجارو از دولت فدرال خريده ؟

  • فرمانروایی

    noun masculine
  • ولایت

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "stat" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "stat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه