ترجمه "stat" به فارسی
دولت, دولت فدرال, فرمانروایی بهترین ترجمه های "stat" به فارسی هستند.
stat
دستور زبان
land
-
دولت
nounEt av hans mål var å legge de evangeliske kirkene inn under staten.
یکی از اهداف او آن بود که کلیساهای پروتستان انجیلی را تحت نظر دولت در آورد.
-
دولت فدرال
حکومتی که زیر مجموعهٔ یک دولت است
Kjøpte Northmoor dette av staten?
پس نورثمور اينجارو از دولت فدرال خريده ؟
-
فرمانروایی
noun masculine -
ولایت
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stat " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "stat" با ترجمه به فارسی
-
ایالات متحده
-
کشور مستقل
-
ايالات متحده امريک · ایالات متحده آمریکا · ایالات متحده امریکا · ایالات متحدهٔ آمریکا · ایالات متحدهٔ امریکا
-
استاتن آیلند
-
ایالات متحده
-
کشورهای مستقل همسود
-
ایالات مؤتلفه آمریکا
-
جمهور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن