ترجمه "te" به فارسی

چای, چاى بهترین ترجمه های "te" به فارسی هستند.

te w دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • چای

    noun

    نوشیدنی گیاهی

    Hun inviterte meg på te, hadde med mat til meg og sendte meg ofte brev og kort.

    او مرا به صرف چای دعوت میکرد، برایم غذا میآورد و کارتپستالها و نامههای زیادی به من میداد.

  • چاى

    noun w
  • [[چای]]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " te " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "te"

عباراتی شبیه به "te" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "te" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه