ترجمه "teater" به فارسی
تئاتر, تماشاخانه, روش نمایش بهترین ترجمه های "teater" به فارسی هستند.
teater
دستور زبان
-
تئاتر
nounDerfor trenger jeg en som kan spille teater.
در نتيجه ، به کسي با يه مقدار مهارتِ تئاتر نياز دارم.
-
تماشاخانه
noun neuter -
روش نمایش
noun neuter -
هنر تاتر
noun neuter
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " teater " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "teater" با ترجمه به فارسی
-
تئاتر روایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن